تبليغاتX
شیطونی
سه شنبه بیستم فروردین 1387
سوالات هرتی
وقتی تو شهر هرت زندگی میکنی ، گاهی سوالاتی فلسفی توی ذهنت

ایجاد میشه خوب مسلما نه تنها سوالاتت بی جواب نخواهد ماند بلکه

یه پاسخ دندان شکن خواهی گرفت .

 

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند

ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است :

 از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

 

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟

چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟

دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟

وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟

بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟

چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟

چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟

هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون


فرق باطری با مرد چيست؟

باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟

طلاق

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟

يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟

ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟

 براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟

مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟

 در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟

براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟

 چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟

براي اينكه ته دمش «گره» داره

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:22  توسط پیشی |
 
 
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
عید آمد و ما رفتیم

دیدید تا من وبلاگ زدم عید شد حالا دیگه تا بعد از عید نمیتونم آپش کنم

چه کسی پاسخگوست ؟! ( نه که توی این شهر هرت  هیچ سوالی بی پاسخ

نمیمونه ، فقط سوال من بی پاسخ مونده ) اصلا میدونید چیه همه اش تقصیر این

عمو نوروزه (بالاخره یکی باید باشه تقصیرا رو بندازیم گردنش دیگه حالا من میندازم

گردن عمو نوروز ، عمو نوروز گردن حاجی فیروز ، حاجی فیروز گردن نه نه سرما ،

نه نه سرما گردن ستاد آلوده کننده هوای تهران ، اونا گردن شهرداری ، شهرداری

گردن رییس جمهور ، رییس جمهور گردن شهرداری ، اینبار شهرداری گردن وزارت کشور 

وزارت کشور گردن شورای شهر ، شورای شهر گردن قوه قضاییه و............ آخرش هم مشخص

میشه همه تقصیرات گردن مردمیه که زیر خط فقر زندگی میکنن آره همون خط فقری که

تعیینش و نتیجه اش انقدر سخت و دردآور بود که آخرش هم به یه نتیجه مهم رسیدیم که

یه سوال مهم طرح کنیم (اصلا تعیین خط فقر به چه درد ملت میخوره ؟!) از همون سوالا

 که همه جوابشو میگیرن ( گفتم که هیچ سوالی بی پاسخ نمیمونه به جز سوال من )

 آره دیگه اینجوریه اما من جواب این یکیو میدونم وایییییییییییییییییی طولانیه حوصله ندارم

 بگم خوب شما برید روزنامه و مطالب گوناگون رو بخونید تا بدونید اصلا به من

چه که نمیدونید خلاصه گفتم که اگه هر سوالی داشتید حتما از خودم

  بپرسید حتما جواب میدم . تو رو خدا ببین یه وبلاگ زدما به خاطر اینکه چند وقت

نمیتونم آپش کنم چقدر صغری کبری چیدم .

حالا بقیه اش هم که دیگه باز هم حوصله ندارم بگم ، خودتون در جریان خدمات و

 موفقیات شهر هرت از انواع و اقسام انرژی هایی که حق مسلم ماست و دوغ و پنیر

 و کره با طعم نفت که سر سفره همه هست و انقدر زیاده که مجبوریم برای صرفه جویی

سهمیه بندیش کنیم ، خدارو شکر که در سایه تحولات عظیمه و کریمه تورم هم مهار شد

و قیمت ها هم به سطح جهانی نزدیک میشه ( مثل دستمزدهاکه تابع سطوح جهانیست ) 

 دیگه ارازل و اوباش هم نداریم ، بدحجابا رو هم که ریختیم تو دریا تا شهر از این مفسدین بالفطره

 پاک بشه ، نگران سارقین و کیف قاپان هم نباشید اونا هم منتقل میشن به جزایر دور افتاده 

 مواد مخدر که ای بابا این چه حرفیه اصلا این مواد مخدر که میگن یعنی چه ؟!  جوونا

هم نگران معضل مسکن نباشن برید ازدواج کنین ولی در حد همون نامزد بمونین تا ۹۹ سال

دیگه اگه قسمت باشه یه سوراخ موش بهتون میرسه اگر هم طاقت ندارید ۶ ماهه به

 دنیا اومدید چشمتون کور برید ازدواج کنیدولی بعد هی نق نق نکنید که چرا با درآمد

 ماهیانه ۲۰۰ هزار تومان باید کرایه لونه ۶۰۰ هزارتومانی بدم خلاصه از من گفتن بود 

  اگر هم میبینید حوصله تون سر رفته برید دانشگاه انقده خوبه سرتون تا یه مدت گرم

 میشه و در طول این مدت هم میتونید دلتونو به اشتغال بعد از فارغ التحصیلی خوش کنین

چیه فارغ التحصیل شدی، ای بابا من الکی گفتم کدوم اشتغال کدوم کشک کدوم دوغ

 گفتم دلتو خوش کن نگفتم توقعتو ببر بالا که حالا اشکال نداره برو یه مقطع دیگه هم

بخون شاید یه فرجی شد گفتم شایدا ، مگه نمیبینی نرخ بیکاری تک رقمی شده به مدد

سرگرمی در دانشگاه کلیه رانندگان محترم  مسافربر های شخصی و غیر شخصی همگی

مهندس ، وکیل ،روانشناس پزشک ، ریاضیدان ، فیلسوف و ................. هستند خوب ا

ینم یه قدم دیگه  برای پیشرفته شدن دیگه چی میخوای ؟! خوب پس صدات در نیاد بشین

مثل بچه های خوب زندگیه بی دغدغه ات رو ادامه بده ( ما خوب میشیم )

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی که چقدر من حرف میزنم ، این همه حرف زدم که آخرش بگم

سال نو تون مبارک

 

امیدوارم سال خوبی داشته باشید و سربلند باشید و خدا صبرتون بده

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:43  توسط پیشی |
 
 
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
معرفی مشاغل
 

اینم معرفیه مشاغل در شهر هرت :

 

سیاستمدار:کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم
 
 بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.


مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند
 
و بعد به شما می گوید ساعت چند است.



حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند
 
 ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.



بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است
 
 چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران
 
شروع می شود آن را می خواهد.


اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا
 
 چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.



روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی
 
 که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در
 
 مورد چیزهایی که نمی داند.



ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه
 
 سیاهیه می گردد که آنجا نیست.



هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد
 
و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فرشد.


فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.



استاد: کسی است که کاری ندارد ولی حداقل می داند چرا.



روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی
 
را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.



معلم مدرسه: کسی است که عادت کرده فکر کند که
 
بچه ها را دوست دارد.



جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی
 
از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند
 
او به مردم نگاه می کند.



برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش
 
 بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت 14:8  توسط پیشی |
 
 
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
شهر هرت کجاست ؟
تا حالا فکر کردین که شهر هرت کجاست ؟! این شهری که همه با اسمش آشنا هستن

 

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب


شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن


شهر هرت جايي است که همه بدن مگر اينکه خلافش ثابت بشه


شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک ا ند و بريده

مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند


شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان

مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند


شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان

براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد


شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند


شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه

 که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف


شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن

سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن


شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه


شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه


شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي


شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن

احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو

دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي

 و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن


شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت

مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..

چقدر این شهر به نظرم آشناست

+ نوشته شده در  ساعت 17:29  توسط پیشی |
 
 
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
چرا مرغ از خیابان رد شد؟
 

این مطلب رو توی صفحه دسکتاپ یکی از دوستام دیدم ، بدون اجازه بازش

کردم و خوندم ،ازش خوشم اومد ، میزارم اینجا تا شما هم بخونید

 

سوال: چرامرغ از خيابان رد شد؟


ــارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.


ــموسي: و آنگاه پروردگار ازآسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي
 
خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت.


ــمارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود .


ــخاتمي: چون ميخواست بامرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند.

ــرياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟

ــ
نيچه: چرا که نه؟

ــفرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که
 
به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد .
 
آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟

ــ
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ رابراي اين توانمندي ردشدن
 
از خيابان انتخاب کرده است .

ــ همينگوي: براي مردن . در زيرباران

ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است .


ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن وهويت پايمال شدهء اوست. رد شدن
 
از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او درفرار از سنتها وارزشهاي مردسالارانه
 
 را نشان ميدهد.

ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هرروز ميليونها مرغ در مرغداني
 
 ميمانند و از خيابان رد نميشوند .توجه ما بايد به آنها معطوف باشد.
 
چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟


ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بودغافل
 
 از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر


ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر
 
اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد.


ــ روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست
 
 که ميخواهد از خيابان رد شود؟


ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها .


ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه
 
دگران برتو نخواهند نوشت .


ــ کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت . مرغ اين را ديد و به سوي ديگر
 
خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک . نگاهي بي توجه ووحشتزده انداخت .
 
اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را باحضور
 
 فيزيکي خود مواجه کند ودستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن
 
مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک
 
 جثه اش دشوارتر مينمود.

ــبيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.

ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش ازرنج راه، ز کار و ز پيکارمرغ وسپاه

ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم ازخيابان رد شود.
 
آن پدرسوخته هم رد شد.

ــ سهراب سپهري : مرغ را درقدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنارخيابان
 
شادمانه سيب بچينيم.

ــطرفدار داستانهاي علمي تخيلي: اين مرغ نبود که ازخيابان رد شد .
 
مرغ خيابان وتمام جهان هستي را متر وسانتيمتر به عقب راند.

ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بارديگر که صحبت موجودات فضاييست،
 
جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آن تنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

ــ جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريست جهاني بود
 
 و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده
 
و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .


ــ سعدي : و مرغي را شنيدم که درآن سوي خيابان و در راه بيابان
 
و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟
گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کن


ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشه هاي ذهن خويش، ميجويم .
 
من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان . و من، تهي هستم،
 
از گلايه هاي دردمند سرخ
ــرنه دکارت : از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟يا من؟

ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما ازخيابون
 
 رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفسکش

ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني

ــ پدرخوانده : جاي دوري نميتواند برود .


ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد.

ــماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد..
 
دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هرنوع انگيزه را توجيه ميکند.

ــپاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.

ــ هيتلر: اگر ارادهء ماهمچنان قوي بماند، مرغ را نابودخواهيم کرد !
 
فولاد آلماني ازخيابان ردخواهد شد

ــاحمدي نژاد: خيابان وفناوري ردشدن از خيابان که کشورمان
 
از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران وحق ملت ايران است .
 
ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد .موج معنويت و بيداري در
 
 دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را ازدامان دنياي اسلام پاک
 
خواهد کرد


ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغه
+ نوشته شده در  ساعت 18:27  توسط پیشی |
 
 
>

شیطونی

About Blog

سلام سلام

خوش اومدین

 

Category Name

My Archive

فروردین 1387
اسفند 1386

 

Friends Link

" هر چي دلم بخواد "
" عكس 87"
" سوت و كور "
" و شکستم ، و دویدم ، و فتادم "

Template By


قالب های نازنین
www.Naazanin.Com